خوب اشکالی به من وارد نیست چون من از اولش همین جوری بودم و به همه چی دقت میکردم.(دقت کنید،گفتم به همه چیز).همیشه از دیدن یه صورت زیبا خوشم می آد.انگار که داری یه تابلوی نقاشی نگاه میکنی.یه مقدار که جلوتر میری و دقیقتر میشی به چشمهای این صورت میرسی که بنظر من صادقترین،زیباترین و فریبنده ترین عضو یک صورت محسوب میشه و من هیچوقت از دیدن چشمها سیر نمیشم.مخصوصا چشمهایی که موقع خنده کلوچه میشه و میگن طرف با چشمهاش داره میخنده.

اما چند روز پیش دختری رو تو خیابون دیدم که شاید چشمهاش اونقدر زیبا نبود اما چهره گرم و صمیمی داشت.انگار که تو یه برف ریزون زمستون قهوه به دست روی صندلی راک،بغل یه شومینه گرم نشستی و داری از پنجره به برفهایی که بیرون میرقصند و پایین میآن نگاه میکنی.

ایکاش متوجه میشدید محبت ناب چقدر از هوس دوره.ایکاااااااااااااااشقهر