امروز میخوام خرتوخر حرف بزنم.اول از همه میخوام بگم ریدم تو این مملکت که تا یکی حرف میزنه یا کاری علیه نظام انجام میدن همه دوست دارن جرش بدن.این مهران مدیری رو میگم.آقا حال نمیکنه بره خب.مگه چیه؟؟فقط یاد گرفتن بگن همه از ما راضی ان.ما بهترینیم.هر وقت هم سر و صدا شد سریع خفه اش میکنن یا به یه لطایف الحیل کاری میکنن که طرف خودش از حرفش برگرده.هیچوقت نشد کسی اعتراض کنه و بگن بیا درباره اش بحث کنیم.آقا مسئله ولایت فقیه برات نامفهومه؟؟بیا روشنت کنم.یا اون طرف قانع میشه یا یه باب جدید توی ولایت فقیه باز میشه.چرا از بحث کردن میترسن من نمیفهمم؟
بگذریم.از دروغ گفتن خیلی متنفرم.ازینکه یکی حرفش رو رک و راست بهم نزنه و بخواد با ایما و اشاره و ادا و اطوار حالیم کنه هم خیلی بدم می آد.حرف رک و مستقیم ممکنه ضربه خیلی نیرومند و قاطعی داشته باشه اما هرچی که باشه یکبار هست و بعد پروسه فراموش کردنش شروع میشه.دلم میخواد کسی که ازم خوشش نمیاد بیاد و مستقیم بهم بگه:از دیدنت حالم ازت بهم میخوره و بعدشم بذاره بره.
تا حالا به حس خودتون دقت کردین؟؟حسی که تو حالتهای مختلف زندگی و در برابر اتفاقهای مختلف زندگی سراغتون میاد.دیروز داشتم بهش فکر میکردم.
١-Adrenaline : موقعی هست که خیلی هیجانی ام.حالا این هیجان میتونه عاطفه،خشم یا انگیزه شدید برای انجام دادن کاری باشه.معمولا وقتایی که آهنگهای Rock مورد علاقه ام رو گوش میدم توی این مود هستم.همه زندگی ام چابک و فرز میشه.بزرگترین دستاوردهای زندگیم توی این مود انجام شده.
2-Swing :وقتایی که توی این مود هستم همه چیز برام در حال رقص و آوازه.همچنان که خودمم هماهنگ با طبیعت در حال شور و شیدایی ام.انرژی بشدت از درونم به بیرون فوران میکنه و همه افراد و اشیا دور و برم رو تحت تاثیر قرار میدم.وقتایی که توی این مود هستم خیلی حالم خوبه.
3-Grey : حالت مکاشفه ام هست.از همه کس و همه چیز دور میشم.یه حالت انقطاع و بیگانگی.از هر زمانی بیشتر به مرگ نزدیکم.اینقدر که اگه دستم رو دراز کنم میتونم لمسش کنم.تنهایی و قدم زدن بهترین سرگرمی ام تو این دورانه.دلم میخواد هیچکس بهم گیر نده تا بتونم مثل سیمرغ دوباره از بستر خاکستر بلند بشم و یه حرکت جدید رو شروع کنم.
تا الان همین سه تا رو پیدا کردم اما حتما چیزای دیگه ای هم هست.

همه تان را با تمام قلبم دوست دارم.......بدرود