صبح که بلند شدم فهمیدم یه خبرایی هست.طبق معمول ساعت ۶.٣٠ زدم بیرون.هوا خننننننننننننننک،آسمون زلاااااااااااااااااااااااال عین اشک چشم.باد غربی هم که داشت میوزید،دیگه شد نور علی نور.انرژی ام سر صبحی رفت رو ١٠٠٠٠.

به این میگن یه شروع پر قدرت.اینم نتیجه اش :از پنجره اتاقم گرفتمش.فقط دوتا یکی اش کردم که کل میدان دید رو پوشش بده