مازی نور

چهارشنبه ساعت 9 بود که راه افتادیم سمت بابلسر به قصد بازدید از کارخانه چراغ سازی مازی نور.از پذیرایی و جای مناسب و دم به دقیقه به ما رسیدگی کردن که بگذریم برخورد آقای مهندس هاشم پور، مدیر مهندسی فروش کارخانه، مرد نسبتا مسنی که با تمام جان برای رشد و ترقی کارخانه تلاش میکرد خیلی گیرا و تاثیرگذار بود و جالبتر اینکه بعدها فهمیدم این آقای هاشم پور سالهاست دست به گریبان مبارزه با سرطان روده هست اما همچنان قرص و محکم به کار خودش ادامه میده و بقول خودش تسلیم نمیشد. نکته قابل توجه دیگه رفتار و عملکرد پرسنل اونجا بود که الحق دیدن چنین رفتاری تو ایران شگفت انگیز بود.از صبحانه و ناهار بگیر تا انواع و اقسام مکانهای ورزشی و متخصص تغذیه و پزشک مقیم تو کارخونه و مشاوره های روانی اجتماعی و مختلف باعث شده بود تا تمام افراد اونجا با توان هرچه بیشتر کار کنند، انگار که اونجا زندگی میکنند. یه چیزی مثل شرکتهای کشوری که ما فقط فحاشی بهشون رو یاد گرفتیم. خیلی دوست داشتم که اونجا کار میکردم یا اینکه لااقل سازمان خودمون هم این روش رو بکار می بست یا دست کم درباره اش فکر میکرد و یه امکان سنجی درباره اش اجرا میکرد. اما دریغ که ذهن رهبران این سازمان تنها تا نوک دماغشون رو میبینه و برنامه های بلند مدتشون فقط و فقط برای کسب درآمد بیشتر و استثمار هرچه بیشتر کارمندان هست. بگذریم.یه چندتا عکس هست که از اونجا گرفتم. فرصت وایسادن و نت کردن نداشتم بنابراین گیر ندین که چرا عکسها این شکلیه.فقط ممکنه یه کم باز شدن طول بکشه بنابراین پیشاپیش خواهش میکنم شکیبا باشید.


مزارع و شالیزارهای سر راه که تا دوردستها ادامه داشت و آدم هوس میکرد زیر اون آفتاب دلچسب پاییزی بشینه و این مناظر بدیع رو ببینه.این فقط یه صحنه از ١٠٠٠ تا منظره هست و تازه خوب هم در نیومده

ناهار رو اینجا خوردیم (ناردونی ) در واقع همون مرغ پخته و سرخ شده که توی شکمش آلو و دانه های انار هست و چاشنی روش هم رب انار میدن.یه چیز تو مایه های برزیل

اینجا جایی بود که مستقر شدیم.جایی فوق العاده دنج و آروم.البته تو این موقع سال انتظار دیگه ای ازش نمیرفت اما راننده عنوان کرد که توی فصل گرم هم خزر شهر جنوبی زیاد شلوغ نمیشه و میشه برای استراحت ازش استفاده کرد.کرایه ویلاها از شبی صد تومن شروع میشه و تا ١٢۵ هزار تومن بالا میره

انواع و اقسام ویلاها هم بود.از ویلاهای بتنی ساده بگیر تا ویلای متری ٣ میلیون تومن که آدم فقط از دیدن نما انگشت به دهن میموند

شب اومدیم لب دریا.آسمون فوق العاده زیبا و شفاف بود.عکس هم گرفتم اما بدلیل نور کم هیچی دیده نمیشد.بعد هم که رفتیم دلی از عزا درآوردیم و ....اوزون برون و Shrimp and Lobster و ....

 

دو نما از داخل ویلایی که توش بودیم

کارخانه مازی نور و تندیس جعفر آبادیان موسس شرکت که هنوز در قید حیات هستند. به شعار شرکت که زیر اسم کارخانه حک شده دقت کنید

چشمه ای عکاسی فوق مدرن من.درختها رو نگاه کنید چه جوری کج شده.

تصاویری از برگشت.تو عکس اول یه مخروط کوچیک میبینین که قله باشکوه دماوند هست.

امیدوارم لذت برده باشید.