نوشته های جا مانده ( ده مهر نود و دو)

نمیدونم چند روز گذشته. فقط دارم میخونم. گئورگ قره پتیان. سعید مجتهدی. university of Stanford.

بهم گفت باید رتبه زیر 80 بیاری و من فکر کردم : یا حضرت گه. حالا چیکار کنم؟؟

رفتم تولد الهه (از بچه های خانه). بقول شیرین تورو دعوت کرد چون کس دیگه ای رو نداشت. من گفتم آره، رفتم تا بهترین روز عمرش بهترین باشه.

دیشب با شیرینی و فتل رفتیم پاستا فکتوری. خوب بوداااا ولی نه اون چیزی که فکر میکردم.

نازنین هم.....امروز عجیب غریب اومده بود. عین کسیکه برای رسیدن به چیزی به در و دیوار میزنه ولی آخر سر چیزی دستش نمی مونه. دلم براش سوخت.

حییییییییییییییف، حیف....... فرصتی نیست برای آب شدن در آفتاب

تمام آدمایی که باهاشون بودم و نشد، دارن عاقبت بخیر میشن. دستم سبکه انگار.....مریم رضازاده، سارا محمدنبی،...........، مهرناز پاکدل، مریم نظری و ....

دلم یه آپارتمان با چراغهای هالوژن میخواد تو طبقه دهم یه برج بلند که شبها فقط چراغهای تهران رو ببینم و هیچ سر و صدایی بالا نیاد. دلم پنجره ی بلند میخواد که صبح بشینم تو تاقچه اش و به زندگی تازه نگاه کنم.

عصر که برمیگردم دختر بچه ها رو می بینم با روپوش مدرسه که مقنعه ش رو برگردونده رو سرش، موهاش رو دمب اسبی بسته و دست تو دست مادرش داره میره خونه.

بوی مهر رو با تمام وجود احساس میکنم. ماه مهر رو اسیدی دوست دارم. ماه مهربونی هست. خیلی مااااهه.

میخوام لاتاری شرکت نمایم.

بعدا نوشت ( چهار آذر نود و دو) : اون موقع کلاسها داشت تموم میشد و من رضا یزدانی گوش میدادم. آفتاب آفتاب مهر بود و موقع برگشتن از کلاسهای دانشکده علوم، بالای سید خندان، صورتم رو نوازش میکرد.

شبی که کلاس ریاضی مهندسی داشتیم رفت و ............دیگه ندیدمش

حیییییییف، حیف. فرصتی نیست برای آب شدن در آفتابناراحت

/ 5 نظر / 7 بازدید
آسمان

علی؟ چرا اینارو همون موقع نزاشتی؟

sepideh

mishe be in soalam javab bedi ke az koja miduni ke man aghebat be kheyr shodam

sepideh

khodet chikar mikoni hanuz sare pele avali az lahaz ruhi

sepideh

manam aliyam az har nazar kheyli az khodam raziyam zendegim be jahaye khubi reside hame chizayi ke mikhastam beheshun residam ama tanha chizi ke komakam kard sabri bood ke khoda bem dade bood

sepideh

gozashteha gozashte pesar fekr kardan be gozashte davidan donbal baade [لبخند][گل]