دچار شدن

مادرم میمیرد.مادر بزرگم میمیرد.گلها میمیرند.سهراب در مرگ پدرش میگه : پدرم در بستر خود می میرد و زنبوری در حوض خانه. وقتی به همدردی بزرگ دست یافتیم، بستگی های نزدیک، جای خود را به پیوندهای همه جاگیر می دهد.

مرگ عنصر مهمی از حیات ما انسانهاست.طبیعی،صمیمی و نزدیک هست.بانگ الرحیل که حافظ ازش صحبت میکنه برای اینه که بفهمیم یه روزی باید همه چیز رو بذاریم و بریم.همه چیزمون.پدر،مادر،برادر و خواهر،کوچه ای که تویش بالیدیم و بزرگ شدیم،محله ای که بارها تویش عاشقی کردیم،مدرسه دبستان،دانشگاه با اون همه خاطره و دوستان خوب،ثروتی که اینهمه برایش سگ دو میزنیم،زیبایی،لباسهای نو و از این مسائل مادی که بگذریم از آسمان پهناور،از سبزی و طراوت جنگل،از لذت در کنار دوستان بودن،از دیدن طلوع بی نظیر خورشید باید بگذریم و بریم.

عادت...............چه کلمه ساده ای....................اما بار اسارتی که داره چنان سنگینه که بقول منصور حلاج " کلاه همت از تارک عرش در میکشد ".ما در طول زندگیمون به هر چیزی که باهاش هستیم انس میگیریم.اینجا دوتا حرف میخوام بزنم :

١-اینکه وقتی به اون هدف،شخص یا شیء دلخواهمون نزدیک میشیم دیگه اثرش،شیرینی وصالش و لذت داشتنش برامون تکراری میشه.داشتنش برامون عادت میشه.به دیدنشون عادت میکنیم.اون هدف،شخص یا شیء همچنان جذاب و لذتبخشه اما برای ما کمرنگ شده.نمونه بارزش پدر و مادر هستند.هیچوقت قدرشون رو نمیدونیم و وقتی که مردند شروع به عزاداری و عجز و لابه میکنیم و در حسرت اینکه چه کارهایی میتونستیم براشون انجام بدیم و ندادیم میسوزیم.اما برای دوستمون که میدونیم ممکنه چند صباحی بیشتر باهاش نباشیم هرکاری میکنیم.از قربون صدقه و ناز و نوازش بگیر تا خرید اقلام آنچنانی و .....بقول سهراب " زندگی چیزی نیست که سر طاقچه عادت از یاد من و تو برود ".اما من میخوام بپرسم آیا واقعا عادت نکرده ایم؟؟

٢-و اما حرف دومم که از اولی اصلی تر هست و تقریبا در راستای همون حرف اولم.باید زندگی کرد،باید داشت،باید جنگید و اشتیاق داشت. امام علی می فرمایند :چنان زندگی کن که گویی تا قیامت زنده ای و در همان حال چنان زندگی کن که گویی همین لحظه خواهی مرد.یعنی در عین اینکه برای زندگی و رفاه و تامین زندگی و بطور عام برای دنیا تلاش میکنی اما حواست باشه که ممکنه همین امروز بمیری.که این معانی زیادی رو در میگیره و من به همین معنی بسنده میکنم که یعنی به چیزی دل نبند.اما مگه میشه؟؟

ما در طول زندگیمون با افراد مختلفی روبرو میشیم.اشیاء و ثروت و پست و مقام و ....به کنار.فقط درباره آدما میخوام حرف بزنم.این افراد بقول مهرنوش دو دسته اند: یا مثل عطر بولگاری هستند یا مثل عطر شابدلعظیمی.بازم افراد بد و بی فایده رو کنار میذارم و به افرادی که سرشون به تنشون می ارزه می پردازم.خوب مسلمه که انسان که فطرتا دنبال کمال و زیبایی هست جذب این افراد میشه.باید دوست داشت.باید محبت کرد و باید عشق ورزید.دوست داشتن هیچوقت با عادت نکردن در تناقض نیست.ما قرار نیست فنا بشیم و برای ابد اون شخص رو از دست بدیم.فقط از یه فضای چهار بعدی به یه فضای فارغ از حصار زمان منتقل میشیم.ما قرار نیست همه چیز رو تا ابد داشته باشیم. " کل من علیها فان.و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام " یعنی هرچیز که در آن است فانی است و تنها پروردگار است که باقی است.پس حالا که میدونیم همه چی از بین میره چرا بهش عادت کنیم.باید دوست داشت و عاشقی کرد اما اسیر نشد.

قبول دارم که عاشق شدن سوز و گداز داره.میدونم که سختی و مرارت داره.فکرت،روحت،قلبت،حواست و خیلی مسائل دیگه زندگیت درگیر این مسئله میشه ولی چرا به این فکر نمیکنیم که چقدر انگیزه مون برای زندگی و تلاشمون برای رسیدن به اهداف بالاتر میره؟یا اینکه چقدر دنیا رو بهتر و با دید بهتری میبینیم؟شادتر زندگی میکنیم.مثبت اندیش میشیم.مهربون تر میشیم.انعطاف پذیرتر میشیم.با حوصله تر میشیم.و ...و ..و...

هرگز نمرد آنکه دلش زنده شد به عشق    ثبت است بر جریده عالم دوام ما

حالا لازم نیست مثل حافظ با عشق به الوهیت شروع کنیم.یه گل رو دوست داشته باشیم.مورچه ها رو زیر پامون لگد نکنیم.اونجایی که گریه مون میگیره راحت گریه کنیم.از دیدن تنه صاف و بی خط یه چنار لذت ببریم.به زندگی منظم و هدفمند زنبورها نگاه کنیم.

ترس یعنی فلج شدن.ترس یعنی دلیل نداشتن.یعنی بیهودگی.ترس یعنی مرگ.زنده ای اما جسما زنده ای.زندگی یعنی حرکت.یعنی پویایی.زندگی یعنی تلاش برای رشد کردن.اگه الان سهراب زنده بود لابد میگفت : " و نترسیم از عشق.عشق پایان کبوتر نیست.عشق بال و پری دارد با وسعت مرگ ".

دچار یعنی عاشق.و فکر کن که چه تنهاست. اگر ماهی کوچک دچار دریای آبی بیکران باشد.

پ.ن : تولد امام مهربانیها و کوروش کبیر بر همه پارسیان مبارک باد.

/ 17 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
HÄMKËLÄ30

با یه پست جدید بروزم . بهم سر میزنید ؟ همکلاسی

عاشق رهگذر

[هورا]سلام دوست خوبم واقعا زیبا نوشته ای چقدر از خوندن نوشته هات لذت بردم وبه آرامش رسیدم حرف زدن از سهراب وحافظ خیلی لذت بخشه شعرایی که عشق را با تمام وجود حس کردند[دست]

عاشق رهگذر

دید زیبایی دارید خوبه اینگونه نگریستن واینچنین زیبا زیستن مرگ نزدیک است .شاید برای اندکی ناگوار وبرای اندکی لذت بخش اما اغلب از این واقعه وحشت دارند واون را مهمان ناخوانده می نامند راستی داستان زیبایی بود این داستان کتاب را خودمنم بسیار تجربه کردم شاد وعزیز باشید باموضوع لیلی ومجنون آپم خوشحال میشم بهم سربزنید با تبادل لینک موافقید خیلی دوست دارم وب به این زیبایی را لینک کنم؟ منتظر جوابتون می مونم.

عاشق رهگذر

---------------------------_(/_\) -------------------------,((((^`/- ------------------------((((--(6-/- ----------------------,(((((-,,----/ --,,,_--------------,(((((--\"._--,',; -((((\\-,...-------,((((---\----`,@) -)))--;'----`"'"'""((((---(------´´ (((--\------------(((------/ -))-|-------آپم-زود بيا-----| ((--|--------.-------'-----| ))--/-----_-'------`t---,.') (---|---y;---,-""""-./---/\-- )---/-.\--)-\---------`/--/ ---|.\---(-(-----------\-\' ---||-----//----------\\'| ---||------//-------_\\'|ا ---||-------))-----|_\--|| ---/_/-----|_/----------|| ---`'"------------------\_| زود باش سوار شو بيا خوشحال ميشم

عاشق رهگذر

آپم´´´´´´´´´´´,;****,´´´´ ´´´´´´´´´´´´,*¨¨,“¨¨*,´´´ ´´´´´´´´´´´,**¨¨¨@“;“;;-… ´´´´´´´´´-,¨**¨¨¨¨“)““-““““ ´´´´´´´´//,***¨¨¨¨* ´´´´´´´(,(**/*“¨““¨¨* ´´´´´´((,*/*;);*)¨¨¨¨* ´´´´´((,**)*/**/¨¨¨”¨* ´´´´,(,****.:)*¨¨¨¨¨¨* ´´´((,*****)¨¨¨¨¨¨¨* ´´,(,***/*)¨*¨¨¨¨,¨* ´´,***/*)¨*¨¨,¨* ´)*/*)*)*¨¨* /**)**¨

عاشق رهگذر

$$$$$$______$$$$$$$ __$$______$$$__$$$_____$$ _$$_________$$_$$________$ _$___________$$$_________$ _$__________$$_$$________$ _$$_________$$$$$_______$$ __$$_________$$$_______$$ ____$$________$_______$$ _____$$$_____________$$ _______$$__________$$ __________________$$ _________________$$ ________________$$ _______________$$ _______________$$ _______________$$$__$$ ________________$$_$$$ ________________$$$$$$ _________________$$$$$$ ______________$$$$$$$$$$ @...............@..........@............@@@@@..........@ @@..........@@......@.....@......@..........@......@....@ @.@........@.@....@.........@....@..........@....@........@ @..@......@..@....@@@@@......@@@@@....@@@@@ @...@....@...@....@.........@................@....@.........@ @....@..@....@....@.........@................@....@.........@ @.....@@.....@....@.........@................@....@.........@ @......@.......@....@.........@................@....@.........@ .•*..*•. .•*..*•. .•. .•*..*•. .•*..*•. .•*..*•.

سحر عابدی

باید دوست داشت و عاشقی کرد اما اسیر نشد. و نترسیم از عشق.عشق پایان کبوتر نیست.عشق بال و پری دارد با وسعت مرگ. ممنون علی جان خیلی زیبا نوشتی.اول و آخرشم زنبور داشت[چشمک]

روزهای ابری

سلام حالتون خوبین؟ ببخشید میشه یه سر بیاین وبلاگ روزهای ابری.اخه اونجا واسه مدیر وبلاگ یه اتفاقهایی افتاده.مرسی[گل]

روزهای ابری

سلام حالتون خوبین؟ ببخشید میشه یه سر بیاین وبلاگ روزهای ابری.اخه اونجا واسه مدیر وبلاگ یه اتفاقهایی افتاده.مرسی[گل]

مهدیس

زیبا بود