سلام به همه دوستان عاشقم,

امروز میخوام یه سوال بپرسم.همه ما میدونیم که ازدواج یه مقوله و یه انخاب بسیار تاثیر گذار تو زندگی هر دختر و پسره.یعنی کسی که بخواد یه زندگی متعادل داشته باشه بهترین راهش ازدواجه.از طرفی عرفان نظر آهاری تو کتاب "لیلی نام تمام دختران زمین است" میگه:مادر شدن بهانه ای برای عاشقی است.تو بی بهانه عاشقی.تو بی بهانه میسوزی.

همه ما میدونیم که افراد زیادی بودن که استعداد خودشون رو کشف کردند و خودشون رو وقف یه هنر یا یه تخصص خاص کردند و چقدر موفق بودند و چقدر خدمت به جامعه و بشریت کردند.همچنین کسانی هم بودند که نیاز واقعی شون رو نفهمیدند و ازدواج نکردند و زندگیشون عاطل و باطل شده و شخصیتشون هنوز مثل یه پسر یا یه دختر مونده.این وسط یه عده سومی هم هستند که تشکیل زندگی دادند و یه زندگی عادی با گرفتاریهای خاص خودشون دارند.

حالا,علاوه براین دوتا نکته که گفتم میدونیم که ازدواج دو فاکتور اساسی داره.اول برآورده کردن نیازهای مادی و در درجه بالاتر برآورده کردن نیازهای عاطفی و معنوی اینجاست که سوال اصلی من مطرح میشه و اون اینکه آیا یه انسان میتونه بدون شریک شدن با یه آدم دیگه به زندگی متعادل برسه؟(بجز مسائل مادی ازدواج) یه آدم تا چه حد میتونه نیازهای عاطفی و معنویش رو با چیزای دیگه تامین کنه؟ 

/ 2 نظر / 4 بازدید
کلاغ سیاه

کـــــــــاش ... دل ها آنقدر خالص بودند که دعاها قبل از پایین آمدن دست ها مستجاب میشد . . . [نگران][نگران]

شراره

سلام مرسی از پیامت . نه مسئله ای نیست.در ضمن وبلاگ قشنگی داری.