قهوه اسپرسو با شکلات تلخ 97 درصد

چند دوست دوران دانشجویی که پس از فارغ التحصیلی هر یک شغل های مختلفی داشتند و در کار و زندگی خود نیز موفق بودند، پس از مدت ها با هم به دانشگاه سابق شان رفتند تا با استادشان دیداری تازه کنند.
آنها مشغول صحبت شده بودند و طبق معمول بیشتر حرف هایشان هم شکایت از زندگی بود. استادشان در حین صحبت آنها قهوه آماده می کرد. او قهوه جوش را روی میز گذاشت و از دانشجوها خواست که برای خود قهوه بریزند.
روی میز لیوان های متفاوتی قرار داشت; شیشه ای، پلاستیکی، چینی، بلور و لیوان های دیگر. وقتی همه دانشجوها قهوه هایشان را ریخته بودند و هر یک لیوانی در دست داشت، استاد مثل همیشه آرام و با مهربانی گفت:بچه ها، ببینید; همه شما لیوان های ظریف و زیبا را انتخاب کردید و الان فقط لیوان های زمخت و ارزانقیمت روی میز مانده اند.
دانشجوها که از حرف های استاد شگفت زده شده بودند، ساکت بودند و استاد حرف هایش را به این ترتیب ادامه داد: «در حقیقت، چیزی که شما واقعا می خواستید قهوه بود و نه لیوان. اما لیوان های زیبا را انتخاب کردید و در عین حال نگاه تان به لیوان های دیگران هم بود. زندگی هم مانند قهوه است و شغل، حقوق و جایگاه اجتماعی ظرف آن است. این ظرف ها زندگی را تزیین می کنند اما کیفیت آن را تغییر نخواهند داد.
البته لیوان های متفاوت در علاقه شما به نوشیدن قهوه تاثیر خواهند گذاشت، اما اگر بیشتر توجه تان به لیوان باشد و چیزهای با ارزشی مانند کیفیت قهوه را فراموش کنید و از بوی آن لذت نبرید، معنی واقعی نوشیدن قهوه را هم از دست خواهید داد. پس، از حالا به بعد تلاش کنید نگاه تان را از لیوان بردارید و در حالیکه چشم هایتان را بسته اید، از نوشیدن قهوه لذت ببرید.»

/ 7 نظر / 11 بازدید
سحر

خيلي آموزنده و جالب بود اين پستت لذت بردم مرسي[گل]

کلاغ سپید

تقصیر استاد شلخته بوده که یه سرویس فنجون قهوه خوری خونه اش نداشته و اومده به هر ترتیبی هست به نصیحت بکنه توی آستین دانشجو هاش! این استادا چرا فکر میکنن همیشه استادن؟

خانوم ایکس

یه چیزی میگن این جور وقتا ..اونم اینکه گشنگی نکشیدی عاشقی یادت بره ..میدونی علی جون هر کی از دور میتونه این چیزای قشنگ رو بگه و بنویسه ولی مرد میخواد که بهش عمل کنه ..[مغرور]

روزهای ابری

پیرمرد تنهای قصه‌های خوب، بچه‌های خوب را در ١٨ تیر سال ١٣٨٨ تنها گذاشت و به خاطره‌ها پیوست. . . آپم و منتظر حضور گرم شما . . .[گل]

ماهی تنگ بلور

[سوال]آخه این چیزاس که زندگیو تشکیل میده،قهوه بدون لیوان میریزه رو زمین،باید یه لیوان سالم و محکم داشته باشیم[لبخند]

مهسا

مطلب بسیار آموزنده ای بود. اما این ظواهر است که ما را از باطن و درون هر چیزی دور و بی خبر میکنه.شاید واسه همین ظاهر است که ما دیگه تلخی قهوه اسپرسو را احساس نمی کنیم...!!!